پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

چه منت از مدد روزگار بر سر ما

که حسن فطرت اصلی نمود جوهر ما

به شعر و شاهدم از کودکی نظربازیست

که عشق خیزد از آب و هوای کشور ما

ز ذوق ما نشود باخبر مذاق سقیم

درست ذایقه داند عیار شکر ما

کمان لعب به زه کرده در کمین بودم

که طایری ننشیند به بام منظر ما

متاع راحت و شادی ما به غارت داد

چه فتنه بود که ناگه درآمد از در ما

کدام عربده انگیز طرح جنگ انداخت

که سنگ تفرقه آمد به جام و ساغر ما

کسی شکفته ز معجون آب و گل نشود

سرشته اند به غم طینت مخمرها

غش وجود به اکسیر عشق زایل کن

که زر شود مست از کیمیای احمر ما

ستاره دل عاشق نهان کند خورشید

کز آفتاب فروزان ترست اختر ما

گداختیم ز دود خمار نایابی

به یک دو جرعه کس آبی نزد به اخگر ما

نوا برآر و درین پرده کن «نظیری » رقص

که هست دلبر ما از الست دلبر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲چند از مؤذن بشنوم توحید شرک‌آمیز را
  2. شمارهٔ ۲۳ز بس بود دل خود کام ناسپاس مرا
  3. شمارهٔ ۲۴با شهپر عنقا چه نوا بال مگس را
  4. شمارهٔ ۲۵کردم ز شکوه منع دل زار خویش را
  5. شمارهٔ ۲۶غبار از دل به مژگان روبم و بینم نشانش را
  6. شمارهٔ ۲۷بانگ نی می برد ز هوش مرا
  7. شمارهٔ ۲۸فراق دوستان بسیار پیش آمد دل ما را
  8. شمارهٔ ۲۹ای از کرم نریخته خون سبیل را
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.