پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

کردم ز شکوه منع دل زار خویش را

انداختم به روز جزا کار خویش را

وقت نظاره‌ی بت پرهیزکار خویش

شویم به گریه دیده‌ی خونبار خویش را

جرم منست پیش تو گر قدر من کم است

خود کرده‌ام پسند خریدار خویش را

صد مشتریست جنس دلم را چو آفتاب

من گرم می‌کنم به تو بازار خویش را

ترسم که رفته رفته به بیداد خو کنی

بر کین مدار طبع ستمکار خویش را

ای دل مجو نجات که صیادپیشگان

در دام می‌کشند گرفتار خویش را

عمرت بود که دوش «نظیری » به یاد تو

آسان نمود مردن دشوار خویش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷بانگ نی می برد ز هوش مرا
  2. شمارهٔ ۲۸فراق دوستان بسیار پیش آمد دل ما را
  3. شمارهٔ ۲۹ای از کرم نریخته خون سبیل را
  4. شمارهٔ ۳۰در خور اگر نییم می لعل فام را
  5. شمارهٔ ۳۱مستی ربوده از کف هستی زمام ما
  6. شمارهٔ ۳۲تمکین خرد برد ز سر شور و شرم را
  7. شمارهٔ ۳۳ساقی بشو دورنگی امید و بیم را
  8. شمارهٔ ۳۴بر رخ شکستم از خطا رنگ امید و بیم را
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.