پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۸

ز شهر دوست می‌آیم پیام عشق بر لب‌ها

به تلقینی کنم آزاد طفلان را ز مکتب‌ها

بگو منصور از زندان اناالحق گو برون آید

که دین عشق ظاهر گشت و باطل ساخت مذهب‌ها

چُو من هر کَس طبیبی دارد ، از زحمت چه غم دارد

که آهی گر کشم بر کوه و صحرا افکنم تب‌ها

سحرگه خسته و رنجور از خلوت برون آیم

چو پروانه که از صحبت برآید آخر شب‌ها

ز دست او جراحت‌های زهرآلوده بنمایم

به زخم ناصحان سوزن زنند از نیش عقرب‌ها

دل شب داشت دردی از کدورت‌های حرمانم

به سوی آسمان دیدم فرو بارید کوکب‌ها

به محض التفاتی زنده دارد آفرینش را

اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالب‌ها

ز بیدادی که بر دل شد نکردم ضبط خود ز اول

کنون کاتش همی‌بارد پشیمانم ز یارب‌ها

«نظیری» پر گشا تا دیده دل در گشایندت

که از تنگی عالم تنگ می‌گردند مشرب‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰دارد ز غمزه حجت قاطع حبیب ما
  2. شمارهٔ ۱۱شرم می‌آید ز قاصد طفل محبوب مرا
  3. شمارهٔ ۱۲بگذر از عشق که نه خطوه نه گامست اینجا
  4. شمارهٔ ۱۳به زیر هر بن مو چشم روشنی‌ست مرا
  5. شمارهٔ ۱۴صفا از عقده دل‌هاست آن زلف معقد را
  6. شمارهٔ ۱۵نه عدم بود و نی وجود اینجا
  7. شمارهٔ ۱۶طاعت ما نیست غیر از ورزش پندار ما
  8. شمارهٔ ۱۷بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.