پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

دارد ز غمزه حجت قاطع حبیب ما

بیعت به ذوالفقار ستاند خطیب ما

یک بانگ ذوق گرمی ما را کفایت است

حاجت به تازیانه ندارد ادیب ما

روزی که رخ نمود به ما کار داشت عشق

ز اول حوالهٔ دگران شد نصیب ما

ما را تو و قبول نیازی و خلوتی

مال و منال هر دو جهان از رقیب ما

از نکهت گل است ضرر دل رمیده را

در بر رخ صبا نگشاید طبیب ما

عاشق ز کوی دوست به تکلیف آمده

با صبر و راحت انس نگیرد غریب ما

بهتر که از حکایت ما درکشی نفس

دل خون شود ز غصه کار مهیب ما

گل را قصور نیست تو را گر زُکام هست

در بار کاروان همه هست طیب ما

بر پای بند کون «نظیری » زدیم پا

آویخت عشق از سر گردون صلیب ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲بگذر از عشق که نه خطوه نه گامست اینجا
  2. شمارهٔ ۱۳به زیر هر بن مو چشم روشنی‌ست مرا
  3. شمارهٔ ۱۴صفا از عقده دل‌هاست آن زلف معقد را
  4. شمارهٔ ۱۵نه عدم بود و نی وجود اینجا
  5. شمارهٔ ۱۶طاعت ما نیست غیر از ورزش پندار ما
  6. شمارهٔ ۱۷بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما
  7. شمارهٔ ۱۸نشسته در ظلمم با قمر چه کار مرا
  8. شمارهٔ ۱۹نگاه گم شده در راه کوی یار مرا
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.