پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

شرم می‌آید ز قاصد طفل محبوب مرا

بر سر راهش بیندازید مکتوب مرا

دست پرورد توام ای عشق، پاس من بدار

هرکه بیند از تو می‌داند بد و خوب مرا

فرصتت بادا که می‌باید ستمکاری چنین

این قرار و طاقت و این صبر ایوب مرا

ناز پرورد وصالم گوش بر حرفم مکن

آرزو بسیار باشد طبع محبوب مرا

بی‌سوالی خون خود در حشر می‌بخشم به او

زان که دانم از طلب عارست مطلوب مرا

شوخ‌طبعی، ز اختلاط غیر منعت چون کنم

بیش ازین نتوان شنیدن حرف دلکوب مرا

امشب از یوسف‌رخی چشم «نظیری» روشن است

باز نوری هست در کاشانه یعقوب مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳به زیر هر بن مو چشم روشنی‌ست مرا
  2. شمارهٔ ۱۴صفا از عقده دل‌هاست آن زلف معقد را
  3. شمارهٔ ۱۵نه عدم بود و نی وجود اینجا
  4. شمارهٔ ۱۶طاعت ما نیست غیر از ورزش پندار ما
  5. شمارهٔ ۱۷بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما
  6. شمارهٔ ۱۸نشسته در ظلمم با قمر چه کار مرا
  7. شمارهٔ ۱۹نگاه گم شده در راه کوی یار مرا
  8. شمارهٔ ۲۰چه منت از مدد روزگار بر سر ما
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.