پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴

زبان پیام هوس داشت شستم انشا را

درون سینه بریدم سر تمنا را

چگونه عرض تمنا کنم که حسن غیور

نداده راه درین پرده رمز و ایما را

در آن نظاره که بر تیغ و کف شعور نبود

ز رشک سوخته بود آگهی زلیخا را

ذخیره‌ای ز جنون بهار ننهادیم

کم است سود تنک‌مایگان سودا را

نوازشی اگرم می‌کند، محبت نیست

توان شناختن از دوست مدارا را

گر از ورع به گدا زاهدان قدح ندهند

چه مانع است حریفان باده‌پیما را

گذشت شوق ز اندازه گوشه نظری

که می خموش کند مست بی‌محابا را

به کینه دل بی‌رحم کافرت نازم

که کرده است به من دوست گبر و ترسا را

بدیهه‌سنج «نظیری» اگر تو خواهی بود

شکرفروش کنی طوطی شکرخا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶برای خشت خم خوبیم گو آن پیر ترسا را
  2. شمارهٔ ۷ای کرده خراب خانه‌ها را
  3. شمارهٔ ۸ز شهر دوست می‌آیم پیام عشق بر لب‌ها
  4. شمارهٔ ۹طعم هلاهل می‌دهد زهر فراقت آب را
  5. شمارهٔ ۱۰دارد ز غمزه حجت قاطع حبیب ما
  6. شمارهٔ ۱۱شرم می‌آید ز قاصد طفل محبوب مرا
  7. شمارهٔ ۱۲بگذر از عشق که نه خطوه نه گامست اینجا
  8. شمارهٔ ۱۳به زیر هر بن مو چشم روشنی‌ست مرا
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.