پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۶

برای خشت خم خوبیم گو آن پیر ترسا را

کزین بازیچه طفلان خرد مشت گل ما را

جهان را نیست آن معنی که باید فکر آن کردن

الف با خوان هر مکتب شکافد این معما را

به خود از بهر حسرت داد راهم ورنه معلومست

ز دریا چند در آغوش گنجد موج دریا را

همین بس شاهد بی‌اختیاری‌های مشتاقان

که عذر از جانب یوسف بود جرم زلیخا را

خموشی نزد عشق آرم که بر درگاه سلطانان

کمان بر زه نمی‌آرند بازوی توانا را

همین مقدار می‌خواهیم از رخ پرده برداری

که بشناسیم قدر بینش نادان و دانا را

«نظیری» خاطری از داغ دل آزرده‌تر دارد

قدم هشیار نِهْ اینجا که در خون می‌نهی پا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸ز شهر دوست می‌آیم پیام عشق بر لب‌ها
  2. شمارهٔ ۹طعم هلاهل می‌دهد زهر فراقت آب را
  3. شمارهٔ ۱۰دارد ز غمزه حجت قاطع حبیب ما
  4. شمارهٔ ۱۱شرم می‌آید ز قاصد طفل محبوب مرا
  5. شمارهٔ ۱۲بگذر از عشق که نه خطوه نه گامست اینجا
  6. شمارهٔ ۱۳به زیر هر بن مو چشم روشنی‌ست مرا
  7. شمارهٔ ۱۴صفا از عقده دل‌هاست آن زلف معقد را
  8. شمارهٔ ۱۵نه عدم بود و نی وجود اینجا
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.