پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری

نظیری نیشابوری

غزلیات

۵۶۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ آن که شب داد توبه ام ز شراب
  2. شمارهٔ ۶۲ چون غنچه دل مبند و چو بو بر هوا متاب
  3. شمارهٔ ۶۳ سحر منادی بلبل به گلستان دریاب
  4. شمارهٔ ۶۴ عشق دهد با دل شوریده تاب
  5. شمارهٔ ۶۵ میم در جام و ماهم تا سحر بر روزنست امشب
  6. شمارهٔ ۶۶ سبزه عیش ز بوم و بر هجران مطلب
  7. شمارهٔ ۶۷ می باش و از مزاج حریفان نشان طلب
  8. شمارهٔ ۶۸ عشق تو بند علایق ز ره ما برداشت
  9. شمارهٔ ۶۹ صافی شوم از کون که در درد صفا نیست
  10. شمارهٔ ۷۰ ناله ما نغمه اهل نوا را گرم ساخت
  11. شمارهٔ ۷۱ آن دهد در گریه پند ما که با ما دشمن است
  12. شمارهٔ ۷۲ گر شرر گر شعله هرجا گشت پیدا آتش است
  13. شمارهٔ ۷۳ نشاط عید گدا عجب پادشا بشکست
  14. شمارهٔ ۷۴ نظر به ظاهر و صیاد در خفا خفتست
  15. شمارهٔ ۷۵ گریزد از صف ما هر که مرد غوغا نیست
  16. شمارهٔ ۷۶ حریف دردی و صافی نیی خطا اینجاست
  17. شمارهٔ ۷۷ بی تو دوشم در درازی از شب یلدا گذشت
  18. شمارهٔ ۷۸ امروز آنچه تاج سر ماست دست ماست
  19. شمارهٔ ۷۹ این نخل که از چشمه جان رُسته که کشته‌ست؟
  20. شمارهٔ ۸۰ در شهر ما به دولت عشق احتیاج نیست
  21. شمارهٔ ۸۱ آنچه رحم از دل برد تأثیر فریاد منست
  22. شمارهٔ ۸۲ پیش مشتاق تو ویرانه و آباد یکی است
  23. شمارهٔ ۸۳ به حرف اهل غرض قرب و بعد ما بندست
  24. شمارهٔ ۸۴ فخر والانسبتان از بند اوست
  25. شمارهٔ ۸۵ لخت دل بر جیب و جیبم بر کنار افتاده است
  26. شمارهٔ ۸۶ ره حریف گرفتم که شیشه یار منست
  27. شمارهٔ ۸۷ هر که را معنی نمی خیزد ز دل گفتار نیست
  28. شمارهٔ ۸۸ یک آه گرم صیقل زنگار عالمست
  29. شمارهٔ ۸۹ دلی دارم که طاقت کار او نیست
  30. شمارهٔ ۹۰ معشوقه من قبله نما قبله نظر گشت
  31. شمارهٔ ۹۱ جز محبت، هرچه بردم سود در محشر نداشت
  32. شمارهٔ ۹۲ عشق است که علم دو جهان مختصر اوست
  33. شمارهٔ ۹۳ خواهم این بستان پرغم را به شوری درشکست
  34. شمارهٔ ۹۴ دل به قرب و بعد ازو مهجور نیست
  35. شمارهٔ ۹۵ عشق عصیانست اگر مستور نیست
  36. شمارهٔ ۹۶ هیچ راز از دیده صاحب تمیزان دور نیست
  37. شمارهٔ ۹۷ هرکس شهید آن مژه های درازنیست
  38. شمارهٔ ۹۸ گشت دوزخ شرری ز آتش سودایش ریخت
  39. شمارهٔ ۹۹ قرعه بر وصل زند دیده و سامانش نیست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ هرکه نوشید می شوق تو نسیانش نیست
  41. شمارهٔ ۱۰۱ خمار می به لبم قفل زد ایاغ کجاست؟
  42. شمارهٔ ۱۰۲ بی عشق عقل را هنری در دماغ نیست
  43. شمارهٔ ۱۰۳ هجران نمکی سودو به داغ دل ما ریخت
  44. شمارهٔ ۱۰۴ به شرح حالت من نامه ها در اطرافست
  45. شمارهٔ ۱۰۵ کس ننمود جرعه‌ای کز جگرم گزک نخواست
  46. شمارهٔ ۱۰۶ چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است
  47. شمارهٔ ۱۰۷-در نعت پیغمبر صلوات الله علیه زهی نسخهٔ آفرینش جمالت
  48. شمارهٔ ۱۰۸ تو را به کعبه مرا کار با دل افتادست
  49. شمارهٔ ۱۰۹ در خون دیده گشته تنم بسمل تو نیست
  50. شمارهٔ ۱۱۰ گه تجلی مانع است و گاه هجران حایل است
  51. شمارهٔ ۱۱۱ ذوقی به کمالست و وصالی به دوامست
  52. شمارهٔ ۱۱۲ نشست پهلوی من وز رقیب جام گرفت
  53. شمارهٔ ۱۱۳ عشق را کام به عهد دل خود کام تو نیست
  54. شمارهٔ ۱۱۴ اخترشناس در روش بخت من گم است
  55. شمارهٔ ۱۱۵ بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت
  56. شمارهٔ ۱۱۶ فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست
  57. شمارهٔ ۱۱۷ گر کند گیتی وفایی با وفاداران خوش است
  58. شمارهٔ ۱۱۸ بیا که مردم و بر راه چشم جان بازست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ ابری به نظر آمد و برقی ز میان جست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ هین قدح، شمع شبستان این است

متن اشعار به نقل از گنجور.