پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

جز محبت، هرچه بردم سود در محشر نداشت

دین و دانش عرض کردم کس به چیزی برنداشت

هر عمل را اجر سنجیدند در میزان حشر

قیمت چشم پرآبم چشمه کوثر نداشت

از دلم در عشق سوزی ماند و از جان شعله‌ای

هیزمی را کاتش ما سوخت خاکستر نداشت

در دل او درد ما از ناله تأثیری نکرد

برد مرغی نامه ما را که بال و پر نداشت

شکر کز غم مردم و پیشت نگشتم شرمسار

حال خود هرچند می گفتم دلت باور نداشت

کاتب اعمال چون اجر فراقم را نوشت

جز رقم بر وصل دادن چاره دیگر نداشت

از دل پردرد جانم را «نظیری » ریش کرد

کم دچارم شد که جیبی تا به دامن تر نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳خواهم این بستان پرغم را به شوری درشکست
  2. شمارهٔ ۹۴دل به قرب و بعد ازو مهجور نیست
  3. شمارهٔ ۹۵عشق عصیانست اگر مستور نیست
  4. شمارهٔ ۹۶هیچ راز از دیده صاحب تمیزان دور نیست
  5. شمارهٔ ۹۷هرکس شهید آن مژه های درازنیست
  6. شمارهٔ ۹۸گشت دوزخ شرری ز آتش سودایش ریخت
  7. شمارهٔ ۹۹قرعه بر وصل زند دیده و سامانش نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۰هرکه نوشید می شوق تو نسیانش نیست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.