پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

هرکه نوشید می شوق تو نسیانش نیست

وان که محو تو شد اندیشه حرمانش نیست

دل به حسن تو مقید شد و جاوید بماند

که ز فکر تو برون آمدن آسانش نیست

تا به کی فکر توان کرد و سخن تازه نوشت

قصه شوق حدیثی است که پایانش نیست

هیچ کس نامه سربسته ما فهم نکرد

نه همین خاتمه‌اش نیست که عنوانش نیست

سبب از عقل مپرسید که غمنامه ما

درس عشق است که از علم، دبستانش نیست

از دلم ره به دلت عشق نمودست و خوشم

که به آن خانه دری هست که دربانش نیست

راه دیگر به سوی کعبه اعرابی هست

که غم از سرزنش خار مغیلانش نیست

خاطر غیب نمای تو مگر جام جم است

که رخ حال من از آینه پنهانش نیست

سایه نامه تو، بال هما می‌‌ماند

هدهد ما که سر تاج سلیمانش نیست

مرد تاجر که ز غربت به وطن می‌آید

تحفه‌یی خوب تر از نامه اخوانش نیست

چون قلم گریه شادی کنم از نامه دوست

که به‌ جز از دل خندان مژه گریانش نیست

بس که از دقت فهم تو «نظیری» بگداخت

نکته‌ای نیست که آمیخته با جانش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲بی عشق عقل را هنری در دماغ نیست
  2. شمارهٔ ۱۰۳هجران نمکی سودو به داغ دل ما ریخت
  3. شمارهٔ ۱۰۴به شرح حالت من نامه ها در اطرافست
  4. شمارهٔ ۱۰۵کس ننمود جرعه‌ای کز جگرم گزک نخواست
  5. شمارهٔ ۱۰۶چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است
  6. شمارهٔ ۱۰۷-در نعت پیغمبر صلوات الله علیهزهی نسخهٔ آفرینش جمالت
  7. شمارهٔ ۱۰۸تو را به کعبه مرا کار با دل افتادست
  8. شمارهٔ ۱۰۹در خون دیده گشته تنم بسمل تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.