پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است

که آستانه بیابان و گام فرسنگ است

به جان در تن مفلوج گشته می مانم

که در برآمدنم رنج و ماندنم ننگ است

رگ روان بگدازد چو گریه گرم شود

شراره در دل فولاد و قطره در سنگ است

به دامن دل پاک تو داغ تو نرسد

ز بس گریسته ام خون دیده بی رنگ است

دلم ز صورت کارم غریق اندوهست

که عکس طلعت زنگی بر آینه زنگ است

به گردش مه و خورشید طعنه ها دارم

به بخت خویش زیانکاره بر سر جنگ است

غریب نقش خیالی بر آب زد دیده

بجز خدای که داند که این چه نیرنگ است

نوا به گوشت اگر مختلف رسد چه عجب

که یک ترانه ما در هزار آهنگ است

سخن به ذوق بود در مذاق بنشیند

به صفحه کلک «نظیری » چو زخمه بر چنگ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸تو را به کعبه مرا کار با دل افتادست
  2. شمارهٔ ۱۰۹در خون دیده گشته تنم بسمل تو نیست
  3. شمارهٔ ۱۱۰گه تجلی مانع است و گاه هجران حایل است
  4. شمارهٔ ۱۱۱ذوقی به کمالست و وصالی به دوامست
  5. شمارهٔ ۱۱۲نشست پهلوی من وز رقیب جام گرفت
  6. شمارهٔ ۱۱۳عشق را کام به عهد دل خود کام تو نیست
  7. شمارهٔ ۱۱۴اخترشناس در روش بخت من گم است
  8. شمارهٔ ۱۱۵بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.