پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

نشست پهلوی من وز رقیب جام گرفت

گل تلافی من رنگ انتقام گرفت

قضا سمند نشاط کرام پیش آورد

قدر عنان مراد از کف لئام گرفت

به صد کمند نه استاد غم چو مست شدیم

در سرای به بستیم راه بام گرفت

معاندان بت پندار جمله بشکستند

که کار بت شکنی رونق تمام گرفت

نیافت صبحدم آغوش دوست از بر دوست

تمتعی که لب از ذکر این مقام گرفت

به جنگ و عربده راضی شدم ز شرم برآی

که تیغ غمزه دگر زنگ در نیام گرفت

«نظیری » و می و مطرب، گدای خواهد شد

فقیه شهر، که او عادت کرام گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴اخترشناس در روش بخت من گم است
  2. شمارهٔ ۱۱۵بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت
  3. شمارهٔ ۱۱۶فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست
  4. شمارهٔ ۱۱۷گر کند گیتی وفایی با وفاداران خوش است
  5. شمارهٔ ۱۱۸بیا که مردم و بر راه چشم جان بازست
  6. شمارهٔ ۱۱۹ابری به نظر آمد و برقی ز میان جست
  7. شمارهٔ ۱۲۰هین قدح، شمع شبستان این است
  8. شمارهٔ ۱۲۱زبان طعنه ما کوته از بریدن نیست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.