پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

زبان طعنه ما کوته از بریدن نیست

علاج شکوه عاشق بجز شنیدن نیست

ز بس که گشته‌ام از درد انتظار ضعیف

نگاه را به رخت قوت رسیدن نیست

چنان که خانه زندانیان فرود آید

شکسته جان قفس و جرئت پریدن نیست

ز بی تعلقی خویشتن به این شادم

که جان سپردن اگر هست دل طپیدن نیست

به هجر و وصل و ملال و نشاط گریه کنم

در آن دلی که طلب هست آرمیدن نیست

ز تار زلف تو زنار بر میان دارم

بیا که مصلحت پیرهن دریدن نیست

گرفته طبع «نظیری» سؤال از او مکنید

درخت گل نشکفته‌ست و وقت چیدن نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳هوا بدیهه رسانست و باغ موزون است
  2. شمارهٔ ۱۲۴محبت تو به هر دل نشست کین ننشست
  3. شمارهٔ ۱۲۵بختم این بس که مشتری شده دوست
  4. شمارهٔ ۱۲۶باز دل جایی گل دیوانگی بو کرده است
  5. شمارهٔ ۱۲۷خوی شه عربده جو افتادست
  6. شمارهٔ ۱۲۸داند اخلاص مرا وز حال من آگاه نیست
  7. شمارهٔ ۱۲۹این پیش خیل کج کلهان از سپاه کیست؟
  8. شمارهٔ ۱۳۰شهر ویران شده گریه مستانه ماست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.