پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

هوا بدیهه رسانست و باغ موزون است

به هر ترنم مرغی هزار مضمون است

زبان بلبل شوخ از سخن نمی افتد

اگر چه خورده گل همچو در مکنون است

بهوش زی که تو گر از برون نمی بینی

درون پرده ببینند هرچه بیرون است

اگر به لذت لطف نهان رسی دانی

که اندک تو ز بیشت چگونه افزون است

به شور وادی و فریاد سیل خروش داریم

کز اهل سلسله ماست هر که مجنون است

ز روی دوست هویدا بود سعادت دوست

نوشته اند به عنوان که خاتمت چون است

نشان ذوق حقیقت به نازکان ندهند

چه شد که فاخته خوش گوی و سرو موزون است

اگر کنار بیابان عشق دریابی

ز خون کشته ببینی هزار جیحون است

به هیچ کاسه چشم گدای پر نشود

مگر ز کاسه آزادگان که وارون است

چو نام توبه گرفتم، قدح به یاد آمد

بنوش باده «نظیری » که فال میمون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵بختم این بس که مشتری شده دوست
  2. شمارهٔ ۱۲۶باز دل جایی گل دیوانگی بو کرده است
  3. شمارهٔ ۱۲۷خوی شه عربده جو افتادست
  4. شمارهٔ ۱۲۸داند اخلاص مرا وز حال من آگاه نیست
  5. شمارهٔ ۱۲۹این پیش خیل کج کلهان از سپاه کیست؟
  6. شمارهٔ ۱۳۰شهر ویران شده گریه مستانه ماست
  7. شمارهٔ ۱۳۱جمال ساقی ما در ضمیر لاله گذشت
  8. شمارهٔ ۱۳۲شب از فسانه ام ز جنون خانه پر شدست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.