پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

داند اخلاص مرا وز حال من آگاه نیست

در دلش ره دارم و بر آستانم راه نیست

بخت با ما سرکش است و مدعا با ما به جنگ

کهربای شوق ما را جذبه یک کاه نیست

فصل ها شد در تباهی، برنیامد عمر ما

کشتی ما را سفر از سیر سال و ماه نیست

شست دل صد ره گشودم بر هدف کاری نکرد

گوییا پیکان و پر با این خدنگ آه نیست

خاطر دوران ز کین دوستان در عهد تو

آن چنان پر شد که دل ها را به دل ها راه نیست

عرض حال جمله ره دارد به خلوتگاه رب

جز دعای من که او مقبول این درگاه نیست

پیش از ین در جان سپاری ها از آن لب قسمتم

حرف تلخی بود اکنون گاه هست و گاه نیست

جستجوی وصل با این زندگی بی طاقتی است

ذوقی از پرواز با این رشته کوتاه نیست

گر «نظیری » شکوه از بی مهریت دارد مرنج

عیب صاحب را که پوشد بنده، دولتخواه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰شهر ویران شده گریه مستانه ماست
  2. شمارهٔ ۱۳۱جمال ساقی ما در ضمیر لاله گذشت
  3. شمارهٔ ۱۳۲شب از فسانه ام ز جنون خانه پر شدست
  4. شمارهٔ ۱۳۳گل بیداد دسته بسته اوست
  5. شمارهٔ ۱۳۴دل که جمعست غم بی سر و سامانی نیست
  6. شمارهٔ ۱۳۵شور چمن ز نغمه آزادی من است
  7. شمارهٔ ۱۳۶آن که صد نامه ما خواند و جوابی ننوشت
  8. شمارهٔ ۱۳۷جزای حسن عمل در شریعت عربیست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.