پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

باز دل جایی گل دیوانگی بو کرده است

دیده ام از گریه آبی تازه در جو کرده است

خاطری دارم چنان کز نوبهار دوستی

صد گلستانم پدید از هر بن مو کرده است

از چراغ وصل دل را نور ده کان جان تست

ورنه با تاریکی هجران نظر خو کرده است

این تویی دمساز و حرف ماست چندین دلپذیر

عشق را نازم که موم از آهن و رو کرده است

هرکه جز خود دید با من آشنا بیگانه ساخت

عشق تو با دشمن و با دوست یک رو کرده است

دست و دل بشکن که اینجا عاجزی آید به کار

این کمان را چاشنی کی زور بازو کرده است؟

در مراد ما «نظیری » یاریت کاری نکرد

برهمن زین به دعا در کار هندو کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸داند اخلاص مرا وز حال من آگاه نیست
  2. شمارهٔ ۱۲۹این پیش خیل کج کلهان از سپاه کیست؟
  3. شمارهٔ ۱۳۰شهر ویران شده گریه مستانه ماست
  4. شمارهٔ ۱۳۱جمال ساقی ما در ضمیر لاله گذشت
  5. شمارهٔ ۱۳۲شب از فسانه ام ز جنون خانه پر شدست
  6. شمارهٔ ۱۳۳گل بیداد دسته بسته اوست
  7. شمارهٔ ۱۳۴دل که جمعست غم بی سر و سامانی نیست
  8. شمارهٔ ۱۳۵شور چمن ز نغمه آزادی من است
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.