پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

بیا که مردم و بر راه چشم جان بازست

به گفتگوی تو زخم مرا دهان بازست

به خون ما اگرت میل هست مانع نیست

می مغانه سبیل و در مغان بازست

چو یوسفی تو که از مصر حسن چون تو کسی

برون نیامده تا راه کارون بازست

در آرزوی نثار قدوم تو همه شب

گهر فروش دو چشم مرا دکان بازست

نمی رود چو گرسنه ولی چه سود از این

که خوان وصل پر و دست میهمان بازست

چو بلبل قفسم من ازین چه ذوق مرا

که گل شکفته و درهای بوستان بازست

صمد به جای صنم بر زبانم آمده است

بتم فتاده و زنارم از میان بازست

دعا کنید به وقت شهادتم او را

که آن دمی است که درهای آسمان بازست

مکن شتاب «نظیری » به کار جان بازی

که چشم کارشناسان کاردان بازست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰هین قدح، شمع شبستان این است
  2. شمارهٔ ۱۲۱زبان طعنه ما کوته از بریدن نیست
  3. شمارهٔ ۱۲۲داغ دل در عشق افسردن نمی‌داند که چیست
  4. شمارهٔ ۱۲۳هوا بدیهه رسانست و باغ موزون است
  5. شمارهٔ ۱۲۴محبت تو به هر دل نشست کین ننشست
  6. شمارهٔ ۱۲۵بختم این بس که مشتری شده دوست
  7. شمارهٔ ۱۲۶باز دل جایی گل دیوانگی بو کرده است
  8. شمارهٔ ۱۲۷خوی شه عربده جو افتادست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.