پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

ابری به نظر آمد و برقی ز میان جست

صد فتنه به هر مرحله از خواب گران جست

انگیخت از آن ظلمت و پرتو تن و جانی

وز پرده برون آمد و در خانه جان جست

آسوده ز آفات به هم ساخته بودیم

ناگاه خطایی شد و تیری ز کمان جست

نشنید کس از کس سخن مهر و محبت

شوقی به ضمیر آمد و حرفی ز زبان جست

در مدعیان غلغله افتاد ازین رشک

منصف به میان آمد و منکر به کران جست

ربطست به او سر به سر اجزای جهان را

زین سلسله حاصل که به جایی نتوان جست

زین بیش حکایت نتوان کرد «نظیری »

افروخت ورق در کف و آتش ز بنان جست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱زبان طعنه ما کوته از بریدن نیست
  2. شمارهٔ ۱۲۲داغ دل در عشق افسردن نمی‌داند که چیست
  3. شمارهٔ ۱۲۳هوا بدیهه رسانست و باغ موزون است
  4. شمارهٔ ۱۲۴محبت تو به هر دل نشست کین ننشست
  5. شمارهٔ ۱۲۵بختم این بس که مشتری شده دوست
  6. شمارهٔ ۱۲۶باز دل جایی گل دیوانگی بو کرده است
  7. شمارهٔ ۱۲۷خوی شه عربده جو افتادست
  8. شمارهٔ ۱۲۸داند اخلاص مرا وز حال من آگاه نیست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.