پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

عشق را کام به عهد دل خود کام تو نیست

صبح امید و شب وصل در ایام تو نیست

خوانده ام دفتر پیمان وفا حرف به حرف

نام خوبان همه ثبت است همین نام تو نیست

من دل شیفته آزار نمی دانم چیست

که ز خویشم خبر از لذت دشنام تو نیست

آب حیوان نخورد صید تو از لذت تیغ

جان به حسرت دهد آن مرغ که در دام تو نیست

آتشم در سر و سامان به چه تدبیر زدی؟

یک سر مو چو مرا نیست که خود رام تو نیست

آخر ای در گرامی ز کدام آب و گلی

هیچ دل نیست که پرورده اکرام تو نیست

به برازندگی قامت موزون نازم

یک قبا نیست که شایسته اندام تو نیست

باش در دوستی از خویش «نظیری » نومید

که ز آغاز تو پاینده‌تر، انجام تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت
  2. شمارهٔ ۱۱۶فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست
  3. شمارهٔ ۱۱۷گر کند گیتی وفایی با وفاداران خوش است
  4. شمارهٔ ۱۱۸بیا که مردم و بر راه چشم جان بازست
  5. شمارهٔ ۱۱۹ابری به نظر آمد و برقی ز میان جست
  6. شمارهٔ ۱۲۰هین قدح، شمع شبستان این است
  7. شمارهٔ ۱۲۱زبان طعنه ما کوته از بریدن نیست
  8. شمارهٔ ۱۲۲داغ دل در عشق افسردن نمی‌داند که چیست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.