پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

اخترشناس در روش بخت من گم است

مشکل فتاده کار نه در دست انجم است

دوران صلای تفرقه داد و شراب ما

یک پاره در صراحی و یک پاره در خم است

ساقی چو فیض اوست همه صرف او کنیم

این جرعه‌ای که در ته جام تکلم است

شیرین نکرده خنده شادی مذاق کس

گل نیز تلخ گشته زهر تبسم است

باشد به ناامیدی خویشم محبتی

کاو آشنای گوشهٔ چشم ترحم است

آسودمی اگر به خودم کس گذاشتی

از جور او کشنده‌ترم رحمِ مردم است

ناخن همیشه در جگر خاره می‌زنم

دیری‌ست رخش سعی مرا سنگ در سم است

کی سر ز کار بسته برآرم که چرخ را

دوران نماند و رشتهٔ امید من گم است

گفتار بی‌نتیجه «نظیری» نمی‌خرند

عودی که سوزد و ندهد بوی هیزم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست
  2. شمارهٔ ۱۱۷گر کند گیتی وفایی با وفاداران خوش است
  3. شمارهٔ ۱۱۸بیا که مردم و بر راه چشم جان بازست
  4. شمارهٔ ۱۱۹ابری به نظر آمد و برقی ز میان جست
  5. شمارهٔ ۱۲۰هین قدح، شمع شبستان این است
  6. شمارهٔ ۱۲۱زبان طعنه ما کوته از بریدن نیست
  7. شمارهٔ ۱۲۲داغ دل در عشق افسردن نمی‌داند که چیست
  8. شمارهٔ ۱۲۳هوا بدیهه رسانست و باغ موزون است
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.