پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست

روز مولود جهان کم ز شب ماتم نیست

همه جا تیر کمانخانه ابرو رفته ست

نیش هرجاطلبی هست، ولی مرهم نیست

رنج از آنست که این فتنه برانگیخته اند

ذل ما ز نزاع ملک و آدم نیست

عارفان گوش که بر پرده ساز اندازند

در پس پرده شناسند که نامحرم نیست

به دم عیسوی و معجز روح اللهی

خلق دانند که از اهل خطا مریم نیست

رسم ناموس جهان زود ز سر برداریم

کاین علاقه به پر افسر ما محکم نیست

ترک دیگر نفزاییم که پشمینه فقر

جز به اندازه فرق پسر ادهم نیست

علمی چند ز عیب دگران بردوزیم

کانقدر جامه رسوایی ما معلم نیست

نتوان حکم خطا کرد «نظیری » به قضا

حکم بر صورت امریست که آن مبهم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸بیا که مردم و بر راه چشم جان بازست
  2. شمارهٔ ۱۱۹ابری به نظر آمد و برقی ز میان جست
  3. شمارهٔ ۱۲۰هین قدح، شمع شبستان این است
  4. شمارهٔ ۱۲۱زبان طعنه ما کوته از بریدن نیست
  5. شمارهٔ ۱۲۲داغ دل در عشق افسردن نمی‌داند که چیست
  6. شمارهٔ ۱۲۳هوا بدیهه رسانست و باغ موزون است
  7. شمارهٔ ۱۲۴محبت تو به هر دل نشست کین ننشست
  8. شمارهٔ ۱۲۵بختم این بس که مشتری شده دوست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.