پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

ذوقی به کمالست و وصالی به دوامست

امروز به ما منزلت عشق تمامست

بر صوفی بی وجد وبالست عبادت

بر شیشه که خالی ست ز می سجده حرامست

دادیم به معشوقه و می دنیی و دین را

بدنام شدن در دو جهان غایت نامست

احیای شب ما و صبوحی حریفان

مهتاب همه روزن و صبح همه بامست

جمعی که گرفتاری ایام شناسند

چون شب پره از نور گریزند که دامست

می گریم و از گریه چو طفلم خبری نیست

در دل هوسی هست ندانم که کدامست

ساقی غم دوران مخور و رطل گران ده

شادست جهان تا می حسن تو به جامست

گویید به زاهد بچه عصمت نفروشد

بوی می دوشینه هنوزش به مشامست

رنجور و الم دیده و پیرست «نظیری »

جام سحری چون نخورد ماه صیامست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳عشق را کام به عهد دل خود کام تو نیست
  2. شمارهٔ ۱۱۴اخترشناس در روش بخت من گم است
  3. شمارهٔ ۱۱۵بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت
  4. شمارهٔ ۱۱۶فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست
  5. شمارهٔ ۱۱۷گر کند گیتی وفایی با وفاداران خوش است
  6. شمارهٔ ۱۱۸بیا که مردم و بر راه چشم جان بازست
  7. شمارهٔ ۱۱۹ابری به نظر آمد و برقی ز میان جست
  8. شمارهٔ ۱۲۰هین قدح، شمع شبستان این است
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.