پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

گه تجلی مانع است و گاه هجران حایل است

حیرت اندر حیرتست و مشکل اندر مشکل است

بی نهایت از بر ما بود تا مقصد مقام

منزل کونین طی کردیم و اول منزل است

زخم ما بی طالعان پیدا و پنهان دست و تیغ

بخت مقتولی که چشمش بر جمال قاتل است

از نم فیضی که با این مشت خاک آمیختند

حاملان عرش را بار امانت در گل است

عقده ما را رسول و نامه نتواند گشود

بعد ظاهربین به چشم و دوری ما در دل است

بام و در پر جلوه حسن است اهل حال را

هر که صورت دوست می دارد ز معنی غافل است

سینه ای بخراش و در وی دانه اشکی فشان

این که شوری خاک و ریزی تخم را بی حاصل است

از حدیث سود و سودا می رمم دیوانه وار

حرف لیلی گوی تا دانی که مجنون عاقل است

از کرم شاید دری بر روی مسکین واکنند

بیشتر شب ها درین درگه «نظیری » سایل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲نشست پهلوی من وز رقیب جام گرفت
  2. شمارهٔ ۱۱۳عشق را کام به عهد دل خود کام تو نیست
  3. شمارهٔ ۱۱۴اخترشناس در روش بخت من گم است
  4. شمارهٔ ۱۱۵بویی از آن دو سلسله خم به خم گذشت
  5. شمارهٔ ۱۱۶فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست
  6. شمارهٔ ۱۱۷گر کند گیتی وفایی با وفاداران خوش است
  7. شمارهٔ ۱۱۸بیا که مردم و بر راه چشم جان بازست
  8. شمارهٔ ۱۱۹ابری به نظر آمد و برقی ز میان جست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.