پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

قرعه بر وصل زند دیده و سامانش نیست

کاین خیال دید از آن چشم که حیرانش نیست

نرگس از گردش چشمت به شراب افتادست

می پرستیست که مخمور به دورانش نیست

شد ز شرم قلمت خضر نهان در ظلمات

که به جان‌بخشی آن چشمه حیوانش نیست

در جواب تو فرومانده‌ترم از طفلی

که به سفتن شکند گوهر و تاوانش نیست

دل ز اندیشه وصل تو به جا بازنگشت

که جدایی ز ملاقات تو آسانش نیست

عشق ما واقعه‌ای نیست که آخر گردد

هرچه آغاز ندارد غم پایانش نیست

شادم از دل که می عشق تو مدهوشش کرد

خبر از شوق وصال و غم هجرانش نیست

دولت عشق ندارد خطر از نقص کمال

کاین سعادت به کمالی است که نقصانش نیست

چرخ را کاسه پرخون شفق گردانست

لاله را سنگ به پیمانه که پیمانش نیست

ما به ایمان قوی عهد تو محکم داریم

آن که پیمان شکند قوت ایمانش نیست

هر جراحت که دلم داشت به مرهم به شد

داغ دوریست که جز وصل تو درمانش نیست

گر «نظیری» به فلک برشده باشد چو مسیح

بیت معمور به از کلبه ویرانش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱خمار می به لبم قفل زد ایاغ کجاست؟
  2. شمارهٔ ۱۰۲بی عشق عقل را هنری در دماغ نیست
  3. شمارهٔ ۱۰۳هجران نمکی سودو به داغ دل ما ریخت
  4. شمارهٔ ۱۰۴به شرح حالت من نامه ها در اطرافست
  5. شمارهٔ ۱۰۵کس ننمود جرعه‌ای کز جگرم گزک نخواست
  6. شمارهٔ ۱۰۶چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است
  7. شمارهٔ ۱۰۷-در نعت پیغمبر صلوات الله علیهزهی نسخهٔ آفرینش جمالت
  8. شمارهٔ ۱۰۸تو را به کعبه مرا کار با دل افتادست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.