پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

خمار می به لبم قفل زد ایاغ کجاست؟

کلید میکده گم کرده ام چراغ کجاست؟

نه عندلیب غزل خوان نه شاخ گل خندان

درین بهار کسی را دل و دماغ کجاست؟

شکوفه را به نم ابر جامه در گرو است

برهنه را سر و سامان عیش باغ کجاست؟

یکی به گرد گلستان خویش سیری کن

ببین که یک گل بی صد هزار داغ کجاست؟

هزار جنس مرادم به وقت در گرو است

دمی که صاحب وقتی دهد سراغ کجاست؟

ز شغل کار خودم یک نفس رهایی نیست

محبتی که دهد از خودم فراغ کجاست؟

به خون دیده «نظیری » بساز و باده مخواه

برای زاغ میی همچو خون زاغ کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳هجران نمکی سودو به داغ دل ما ریخت
  2. شمارهٔ ۱۰۴به شرح حالت من نامه ها در اطرافست
  3. شمارهٔ ۱۰۵کس ننمود جرعه‌ای کز جگرم گزک نخواست
  4. شمارهٔ ۱۰۶چنان ز خانه برون رفتنم به دل ننگ است
  5. شمارهٔ ۱۰۷-در نعت پیغمبر صلوات الله علیهزهی نسخهٔ آفرینش جمالت
  6. شمارهٔ ۱۰۸تو را به کعبه مرا کار با دل افتادست
  7. شمارهٔ ۱۰۹در خون دیده گشته تنم بسمل تو نیست
  8. شمارهٔ ۱۱۰گه تجلی مانع است و گاه هجران حایل است
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.