پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

هیچ راز از دیده صاحب تمیزان دور نیست

تا به صدر از لب خبر دارم ولی دستور نیست

هرکه از معشوق غافل گشت لذت درنیافت

دیده بی معرفت را در دو دنیا نور نیست

گل گریبان چاک و نرگس مست رفتند از چمن

سرو را غیر از هوایی در سر مخمور نیست

بر در پیر مغان هرگز نمی میرد کسی

در مقامی کاب حیوان هست غیر از سور نیست

چون سرای کاروانگاهست دنیا بر گذر

شب نمی آید که صد مسکین درو رنجور نیست

سینه ای دارم که از مرهم جراحت می شود

زخمی از نیش محبت نیست کان ناسور نیست

بنده گر بی باکیی کرد، از خداوندی ببخش

گرچه مغرور است اما جز به تو مغرور نیست

عشق یوسف را درین سودا به دیناری فروخت

بندگی خواهد، پیمبر زادگی منظور نیست

بر بجا گر عشق اینجا لاف رفعت می زند

جلوه ها در بطن عاشق هست کاندر طور نیست

کوهکن را خود به ناخن سنگ می باید برید

جوی شیر و نقش شیرین کار هر مزدور نیست

گر ثری گر عرش اینجا لاف رفعت می زنند

جلوه ها در بطن ماهی هست کاندر طور نیست

عافیت خواهی «نظیری » بسته خوبان مشو

از نتاج حسن اگر حور از ملک مستور نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸گشت دوزخ شرری ز آتش سودایش ریخت
  2. شمارهٔ ۹۹قرعه بر وصل زند دیده و سامانش نیست
  3. شمارهٔ ۱۰۰هرکه نوشید می شوق تو نسیانش نیست
  4. شمارهٔ ۱۰۱خمار می به لبم قفل زد ایاغ کجاست؟
  5. شمارهٔ ۱۰۲بی عشق عقل را هنری در دماغ نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۳هجران نمکی سودو به داغ دل ما ریخت
  7. شمارهٔ ۱۰۴به شرح حالت من نامه ها در اطرافست
  8. شمارهٔ ۱۰۵کس ننمود جرعه‌ای کز جگرم گزک نخواست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.