پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

در شهر ما به دولت عشق احتیاج نیست

در هیچ گوشه نیست که صد تخت و تاج نیست

چشم تری به چین جبین می توان فروخت

کار وفا هنوز چنان بی رواج نیست

خاطر به خنده گل و مل وانمی شود

غیر از گریستن غم دل را علاج نیست

شهری به شیشه دل ما سنگ می زنند

در هیچ پای نیشتری از زجاج نیست

کس زیر چرخ توسن آزادگی نتاخت

تاراج می کنند به راهی که باج نیست

ما خط رسانده ایم به مهر مسلمی

آفت رسیده را غم باج و خراج نیست

از نوش روزگار «نظیری » گداختیم

این باده را موافقتی با مواج نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲پیش مشتاق تو ویرانه و آباد یکی است
  2. شمارهٔ ۸۳به حرف اهل غرض قرب و بعد ما بندست
  3. شمارهٔ ۸۴فخر والانسبتان از بند اوست
  4. شمارهٔ ۸۵لخت دل بر جیب و جیبم بر کنار افتاده است
  5. شمارهٔ ۸۶ره حریف گرفتم که شیشه یار منست
  6. شمارهٔ ۸۷هر که را معنی نمی خیزد ز دل گفتار نیست
  7. شمارهٔ ۸۸یک آه گرم صیقل زنگار عالمست
  8. شمارهٔ ۸۹دلی دارم که طاقت کار او نیست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.