پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

لخت دل بر جیب و جیبم بر کنار افتاده است

دست و دل گم گشته ، تا بازم چه کار افتاده است

ساز و برگ شادمانی را که می داند کجاست؟

دَرهم ، اندوه و نشاطِ روزگار افتاده است

خسته دل تر می شوم تا تلخ تر نوشم دوا

پند مردم در مذاقم خوشگوار افتاده است

از کدورت بَر نیابم ، گر صفا دستم کشد،

تیره‌روزم، بخت با من سازگار افتاده است

غصه مرد و غم به ماتم سوخت اکنون هجر را

صد چراغ مرده بر گرد مزار افتاده است

ظرف این هنگامه پیدا کن خراباتست این

گرد هر ویرانه صد منصور و دار افتاده است

کی «نظیری » خوار ماند ، عشق را دستِ قوی ست،

یک دو روزی غایتش از اعتبار افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷هر که را معنی نمی خیزد ز دل گفتار نیست
  2. شمارهٔ ۸۸یک آه گرم صیقل زنگار عالمست
  3. شمارهٔ ۸۹دلی دارم که طاقت کار او نیست
  4. شمارهٔ ۹۰معشوقه من قبله نما قبله نظر گشت
  5. شمارهٔ ۹۱جز محبت، هرچه بردم سود در محشر نداشت
  6. شمارهٔ ۹۲عشق است که علم دو جهان مختصر اوست
  7. شمارهٔ ۹۳خواهم این بستان پرغم را به شوری درشکست
  8. شمارهٔ ۹۴دل به قرب و بعد ازو مهجور نیست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.