پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

هر که را معنی نمی خیزد ز دل گفتار نیست

نیست یک عارف که هم ساقی و هم خمار نیست

خار خار کوی یاری هست هر کس را دلیست

نشکفد هر گل که در پای دلش این خار نیست

سحر چشم بت به کارست و دعای برهمن

گبر هر تاری که بندد بر میان زنار نیست

توبه هشیار، می گویند می گردد قبول

تا ننوشم می مرا یارای استغفار نیست

مستی و شاهدپرستی، هرزه خندی و نشاط

کار کار می گسارانست و دیگر کار نیست

پیش پای گرم و سرد روزگار افتاده ام

سایه در ویرانه ام از پستی دیوار نیست

اندکی ای ناله امشب بی اثر می یابمت

آن که هر شب می شنید امشب مگر بیدار نیست

مردم از شرمندگی تا چند با هر ناکسی

مردمت از دور بنمایند و گویم یار نیست

مجلس آخر شد «نظیری » حال خود با او بگو

هر نفس بزمی و هر دم صحبتی در کار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹دلی دارم که طاقت کار او نیست
  2. شمارهٔ ۹۰معشوقه من قبله نما قبله نظر گشت
  3. شمارهٔ ۹۱جز محبت، هرچه بردم سود در محشر نداشت
  4. شمارهٔ ۹۲عشق است که علم دو جهان مختصر اوست
  5. شمارهٔ ۹۳خواهم این بستان پرغم را به شوری درشکست
  6. شمارهٔ ۹۴دل به قرب و بعد ازو مهجور نیست
  7. شمارهٔ ۹۵عشق عصیانست اگر مستور نیست
  8. شمارهٔ ۹۶هیچ راز از دیده صاحب تمیزان دور نیست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.