پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

گر شرر گر شعله هرجا گشت پیدا آتش است

چاره دل کن که با آتش مدارا آتش است

رشک مانع، شوق غالب، در تو یارب چون رسم

راه عاشق در میان هفت دریا آتش است

چون چراغ مرده از صحبت دلی آورده ام

از دم خلوت نشینانم تمنا آتش است

گر به کفرستان بری این روی آتشناک را

برهمن در رقص می آید که حق با آتش است

از نسیم صبح می سوزد حریفان را جمال

نازکان را بر سر آن کوی سر ما آتش است

در سلم رسم است ما را دین و دنیا باختن

هر که را در سر قماری هست سودا آتش است

عاشقی و حسن را در پرده نتوان داشتن

شعله غمازی کند ناچار هر جا آتش است

گریه گرم «نظیری » ریگ در وادی گداخت

از سرشکش تا به زانو در ته پا آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴نظر به ظاهر و صیاد در خفا خفتست
  2. شمارهٔ ۷۵گریزد از صف ما هر که مرد غوغا نیست
  3. شمارهٔ ۷۶حریف دردی و صافی نیی خطا اینجاست
  4. شمارهٔ ۷۷بی تو دوشم در درازی از شب یلدا گذشت
  5. شمارهٔ ۷۸امروز آنچه تاج سر ماست دست ماست
  6. شمارهٔ ۷۹این نخل که از چشمه جان رُسته که کشته‌ست؟
  7. شمارهٔ ۸۰در شهر ما به دولت عشق احتیاج نیست
  8. شمارهٔ ۸۱آنچه رحم از دل برد تأثیر فریاد منست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.