پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

بی تو دوشم در درازی از شب یلدا گذشت

آفتاب امروز چون برق از سرای ما گذشت

نیش خاری نیست کز خون شکاری سرخ نیست

آفتی بود این شکارافکن کزین صحرا گذشت

شوکت حسنش کسی را رخصت آهی نداد

گرچه هر سو دادخواهی بود، او تنها گذشت

جلوه اش ننمود از بس محو رفتارش شدم

ناله ام نشنید از بس گرم استغنا گذشت

خواستی آشفتگی دستار بردن از سرش

بس که سرمست و به خود مغرور و بی پروا گذشت

با پریشانان چه گویم، صولت هجرش چه کرد

باد یأسی آمد و بر دفتر دل‌ها گذشت

باز امشب با سگ کویش «نظیری » همرهست

شوکتی دیدم که پنداری جم و دارا گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹این نخل که از چشمه جان رُسته که کشته‌ست؟
  2. شمارهٔ ۸۰در شهر ما به دولت عشق احتیاج نیست
  3. شمارهٔ ۸۱آنچه رحم از دل برد تأثیر فریاد منست
  4. شمارهٔ ۸۲پیش مشتاق تو ویرانه و آباد یکی است
  5. شمارهٔ ۸۳به حرف اهل غرض قرب و بعد ما بندست
  6. شمارهٔ ۸۴فخر والانسبتان از بند اوست
  7. شمارهٔ ۸۵لخت دل بر جیب و جیبم بر کنار افتاده است
  8. شمارهٔ ۸۶ره حریف گرفتم که شیشه یار منست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.