پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

صافی شوم از کون که در درد صفا نیست

بر عرش زنم جوش که در خمکده جا نیست

رویم همه چون سایه، که در خدمت خورشید

صد گونه سجودست که در خدمت ما نیست

لطف نظر سوختگان تابش برقست

اینجا پر پروانه طلب بال هما نیست

چندان که در آن جعبه خدنگ است نصیبست

در همت ما جستن و در شست خطا نیست

بخرام به گلشن که پی سیر و صبوحی

پیغام گلی نیست که با باد صبا نیست

توفیق نکوکاری ما و تو عطاییست

اخلاص به دینار و مروت به بها نیست

صدگونه دوا بر سر هر شاخ گیاهیست

اما چو تو را درد ندادند دوا نیست

گر کفر و ضلالت بود ار دین و هدایت

خوش باش که کار ازلی جز به عطا نیست

با حکم قضا ساز که در دیر «نظیری »

مقبول فغان نیست نمازی که قضا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱آن دهد در گریه پند ما که با ما دشمن است
  2. شمارهٔ ۷۲گر شرر گر شعله هرجا گشت پیدا آتش است
  3. شمارهٔ ۷۳نشاط عید گدا عجب پادشا بشکست
  4. شمارهٔ ۷۴نظر به ظاهر و صیاد در خفا خفتست
  5. شمارهٔ ۷۵گریزد از صف ما هر که مرد غوغا نیست
  6. شمارهٔ ۷۶حریف دردی و صافی نیی خطا اینجاست
  7. شمارهٔ ۷۷بی تو دوشم در درازی از شب یلدا گذشت
  8. شمارهٔ ۷۸امروز آنچه تاج سر ماست دست ماست
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.