پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲

مانند سراب بند بر پا

بیهوده شدیم دشت پیما

بی بحر نموده شکل ساحل

بی آب نموده موج دریا

سر داده به باد بود و نابود

بگرفته ز خاک عرض و پهنا

بر اوج رسیده گه ز پستی

در پست فتاده گه ز بالا

چون ظلمت نیستی درآمد

نه ماند رخ و نه ماند سیما

در نای دمید دم مغنی

لب بست و فرو نشست غوغا

عاشق که و عشق چیست؟ دانی

درمانده و درد بی مداوا

سرگشته مطلب محالیم

ای کاش نبود این تقاضا

آخر به چه مایه قرب جوییم

بال و پر مور و راه عنقا

آتش نشود به باد خاموش

از سر نرود به فکر سودا

چون حق نشود عیان «نظیری »

گوییم که لااله الا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴زبان پیام هوس داشت شستم انشا را
  2. شمارهٔ ۵تو اگر ز کعبه راندی، و گر از بهشت ما را
  3. شمارهٔ ۶برای خشت خم خوبیم گو آن پیر ترسا را
  4. شمارهٔ ۷ای کرده خراب خانه‌ها را
  5. شمارهٔ ۸ز شهر دوست می‌آیم پیام عشق بر لب‌ها
  6. شمارهٔ ۹طعم هلاهل می‌دهد زهر فراقت آب را
  7. شمارهٔ ۱۰دارد ز غمزه حجت قاطع حبیب ما
  8. شمارهٔ ۱۱شرم می‌آید ز قاصد طفل محبوب مرا
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.