پرش به محتوای اصلی

جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

۱۵۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ - برد نشابوری بیکی برد اشارت کردم
  2. شمارهٔ ۶۲ - جبه و دستار جُبّه و دستار افزونی که من در خدمتت
  3. شمارهٔ ۶۳ - اسراف مکن اسراف مکن ببذل مالت
  4. شمارهٔ ۶۴ - ذکر خیر بعد از مرگ تا زنده ایم بر من و تو گفتگو کنند
  5. شمارهٔ ۶۵ - مجدالدین خداوندا تو آنشخصیکه چشم چرخ فیروزه
  6. شمارهٔ ۶۶ - دوری بدانخدای که بی گرد موکب امرش
  7. شمارهٔ ۶۷ - وظیفه شاعری را اگر دهی دشنام
  8. شمارهٔ ۶۸ - شیخ ابوعامر خسروا زاصطبل تو کو معمور باد
  9. شمارهٔ ۶۹ - دروغ الله الله مگرد گرد دروغ
  10. شمارهٔ ۷۰ - صبر دوستی گفت صبر کن زیراک
  11. شمارهٔ ۷۱ - اسبک دعاگو اسکبی دارد که هر روز
  12. شمارهٔ ۷۲ - شوق بخدائی که رخت عزت او
  13. شمارهٔ ۷۳ - مقتدایان شهر خواجگان را نگر برای خدا
  14. شمارهٔ ۷۴ - سهل ممتنع برای دست تو رای کرم چو سهل آمد
  15. شمارهٔ ۷۵ - باد صبا دم عیسی است مگر باد صبا
  16. شمارهٔ ۷۶ - شمسه نرگس ای مُلک به‌دیدار تو چون باغ به‌گل شاد
  17. شمارهٔ ۷۷ - خدایگان شریعت خدایگان شریعت علاء دین رسول
  18. شمارهٔ ۷۸ - ذم زاد بوم چند گوئی مرا که مذمومست
  19. شمارهٔ ۷۹ - مغز معنی چون ز مدح تو بر اندیشیدم
  20. شمارهٔ ۸۰ - انقلاب اصفهان دیدی تو اصفهان را آن شهر خلد‌پیکر
  21. شمارهٔ ۸۱ - خوان خواجه خواهی که نزد خواجه قبولی بود ترا
  22. شمارهٔ ۸۲ - نان تهی و نام نکو گفتم بجوانی که بعالم در
  23. شمارهٔ ۸۳ - پاس راز بخدائی که علم واسع او
  24. شمارهٔ ۸۴ - شهر پر آشوب این چه شهریست سراسر آشوب
  25. شمارهٔ ۸۵ - مجیرالدین بیلقانی در مدح جمال الدین گفته قسم بواهب عقلی که پیش رای قدیم
  26. شمارهٔ ۸۶ ای آفتاب برج سیادت روا مدار
  27. شمارهٔ ۸۷ - بحث علمی اختلاف اهل علم از روی دانش رحمتست
  28. شمارهٔ ۸۸ - شهر اصفهان نیست شهری چو شهر اصفاهان
  29. شمارهٔ ۸۹ - شهر گنجه چو شهر گنجه اندر کل آفاق
  30. شمارهٔ ۹۰ - بنده نوازی حقتعالی اندرین دنیای دون
  31. شمارهٔ ۹۱ - مرگ آه ازین دور چرخ و گوش افلاک
  32. شمارهٔ ۹۲ - راست گوئی مرد باید که راستگو باشد
  33. شمارهٔ ۹۳ - غفلت چند گویی که عیش نیست به کام
  34. شمارهٔ ۹۴ - فتلق سعددین آفتاب مطلع اقبال قتلق سعد دین
  35. شمارهٔ ۹۵ - تقاضای کاه ای کریمی که هست گاه کرم
  36. شمارهٔ ۹۶ - دوری از خدمت بخدائی که فیض رحمت او
  37. شمارهٔ ۹۷ - انتظار دخل عمرم خرج شد در انتظار
  38. شمارهٔ ۹۸ - قهرمان شریعت بخدای ار چهار بالش شرع
  39. شمارهٔ ۹۹ - عدل خسروا عدل کن همیشه ازانک
  40. شمارهٔ ۱۰۰ - بزرگی در اصل هر که در اصلش بزرگی بوده است
  41. شمارهٔ ۱۰۱ - دو خواجه تاش من بنده و اسب هر دو امروز
  42. شمارهٔ ۱۰۲ - یخ بندی طبع مرا ایزد تعالی خاطری داد
  43. شمارهٔ ۱۰۳ - خواجه غافل خواجه را دیدی تو تا بنشست بر دیوان ملک
  44. شمارهٔ ۱۰۴ - سوزیان خشمت آمد که من ترا گفتم
  45. شمارهٔ ۱۰۵ - دوری بخدائی که عقل کلی را
  46. شمارهٔ ۱۰۶ - خلعت خاص ای بزرگی که دست نعمت تو
  47. شمارهٔ ۱۰۷ - نان به زر گفتم چو بسته‌ام کمرِ بندگیِ تو
  48. شمارهٔ ۱۰۸ - یکباره بکش نه ترا رای که در من نگری
  49. شمارهٔ ۱۰۹ - در بسته گفتند دی مرا که بر خواجه میروی
  50. شمارهٔ ۱۱۰ - ترک هجا اگر من فی المثل در هجو کوشم
  51. شمارهٔ ۱۱۱ - نفاق و بخل نفاق و بخل در اهل سپاهان
  52. شمارهٔ ۱۱۲ - پیری در آینه تا نگاه کردم
  53. شمارهٔ ۱۱۳ - مردم سپاهان در زمان پیش سگ به از مردم سپاهانست
  54. شمارهٔ ۱۱۴ - حرمت پدر و مادر بشنو از من نصیحتی که ترا
  55. شمارهٔ ۱۱۵ - دل برده بر نرگس تو رفتم بهزار لابه گفتم
  56. شمارهٔ ۱۱۶ - قطعه خداوندا بدین حالت من از شکر و ثنا گفتن
  57. شمارهٔ ۱۱۷ - روزگار کرم گذشت نوبت احسان و روزگار کرم
  58. شمارهٔ ۱۱۸ - عقل بیدار بخدائی که مهر معرفتش
  59. شمارهٔ ۱۱۹ - قسم بخدائی که بر خداوندان
  60. شمارهٔ ۱۲۰ - پادشاه شریعت آیا پادشاه شریعت که هست

متن اشعار به نقل از گنجور.