فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ - برد نشابوری بیکی برد اشارت کردم
- شمارهٔ ۶۲ - جبه و دستار جُبّه و دستار افزونی که من در خدمتت
- شمارهٔ ۶۳ - اسراف مکن اسراف مکن ببذل مالت
- شمارهٔ ۶۴ - ذکر خیر بعد از مرگ تا زنده ایم بر من و تو گفتگو کنند
- شمارهٔ ۶۵ - مجدالدین خداوندا تو آنشخصیکه چشم چرخ فیروزه
- شمارهٔ ۶۶ - دوری بدانخدای که بی گرد موکب امرش
- شمارهٔ ۶۷ - وظیفه شاعری را اگر دهی دشنام
- شمارهٔ ۶۸ - شیخ ابوعامر خسروا زاصطبل تو کو معمور باد
- شمارهٔ ۶۹ - دروغ الله الله مگرد گرد دروغ
- شمارهٔ ۷۰ - صبر دوستی گفت صبر کن زیراک
- شمارهٔ ۷۱ - اسبک دعاگو اسکبی دارد که هر روز
- شمارهٔ ۷۲ - شوق بخدائی که رخت عزت او
- شمارهٔ ۷۳ - مقتدایان شهر خواجگان را نگر برای خدا
- شمارهٔ ۷۴ - سهل ممتنع برای دست تو رای کرم چو سهل آمد
- شمارهٔ ۷۵ - باد صبا دم عیسی است مگر باد صبا
- شمارهٔ ۷۶ - شمسه نرگس ای مُلک بهدیدار تو چون باغ بهگل شاد
- شمارهٔ ۷۷ - خدایگان شریعت خدایگان شریعت علاء دین رسول
- شمارهٔ ۷۸ - ذم زاد بوم چند گوئی مرا که مذمومست
- شمارهٔ ۷۹ - مغز معنی چون ز مدح تو بر اندیشیدم
- شمارهٔ ۸۰ - انقلاب اصفهان دیدی تو اصفهان را آن شهر خلدپیکر
- شمارهٔ ۸۱ - خوان خواجه خواهی که نزد خواجه قبولی بود ترا
- شمارهٔ ۸۲ - نان تهی و نام نکو گفتم بجوانی که بعالم در
- شمارهٔ ۸۳ - پاس راز بخدائی که علم واسع او
- شمارهٔ ۸۴ - شهر پر آشوب این چه شهریست سراسر آشوب
- شمارهٔ ۸۵ - مجیرالدین بیلقانی در مدح جمال الدین گفته قسم بواهب عقلی که پیش رای قدیم
- شمارهٔ ۸۶ ای آفتاب برج سیادت روا مدار
- شمارهٔ ۸۷ - بحث علمی اختلاف اهل علم از روی دانش رحمتست
- شمارهٔ ۸۸ - شهر اصفهان نیست شهری چو شهر اصفاهان
- شمارهٔ ۸۹ - شهر گنجه چو شهر گنجه اندر کل آفاق
- شمارهٔ ۹۰ - بنده نوازی حقتعالی اندرین دنیای دون
- شمارهٔ ۹۱ - مرگ آه ازین دور چرخ و گوش افلاک
- شمارهٔ ۹۲ - راست گوئی مرد باید که راستگو باشد
- شمارهٔ ۹۳ - غفلت چند گویی که عیش نیست به کام
- شمارهٔ ۹۴ - فتلق سعددین آفتاب مطلع اقبال قتلق سعد دین
- شمارهٔ ۹۵ - تقاضای کاه ای کریمی که هست گاه کرم
- شمارهٔ ۹۶ - دوری از خدمت بخدائی که فیض رحمت او
- شمارهٔ ۹۷ - انتظار دخل عمرم خرج شد در انتظار
- شمارهٔ ۹۸ - قهرمان شریعت بخدای ار چهار بالش شرع
- شمارهٔ ۹۹ - عدل خسروا عدل کن همیشه ازانک
- شمارهٔ ۱۰۰ - بزرگی در اصل هر که در اصلش بزرگی بوده است
- شمارهٔ ۱۰۱ - دو خواجه تاش من بنده و اسب هر دو امروز
- شمارهٔ ۱۰۲ - یخ بندی طبع مرا ایزد تعالی خاطری داد
- شمارهٔ ۱۰۳ - خواجه غافل خواجه را دیدی تو تا بنشست بر دیوان ملک
- شمارهٔ ۱۰۴ - سوزیان خشمت آمد که من ترا گفتم
- شمارهٔ ۱۰۵ - دوری بخدائی که عقل کلی را
- شمارهٔ ۱۰۶ - خلعت خاص ای بزرگی که دست نعمت تو
- شمارهٔ ۱۰۷ - نان به زر گفتم چو بستهام کمرِ بندگیِ تو
- شمارهٔ ۱۰۸ - یکباره بکش نه ترا رای که در من نگری
- شمارهٔ ۱۰۹ - در بسته گفتند دی مرا که بر خواجه میروی
- شمارهٔ ۱۱۰ - ترک هجا اگر من فی المثل در هجو کوشم
- شمارهٔ ۱۱۱ - نفاق و بخل نفاق و بخل در اهل سپاهان
- شمارهٔ ۱۱۲ - پیری در آینه تا نگاه کردم
- شمارهٔ ۱۱۳ - مردم سپاهان در زمان پیش سگ به از مردم سپاهانست
- شمارهٔ ۱۱۴ - حرمت پدر و مادر بشنو از من نصیحتی که ترا
- شمارهٔ ۱۱۵ - دل برده بر نرگس تو رفتم بهزار لابه گفتم
- شمارهٔ ۱۱۶ - قطعه خداوندا بدین حالت من از شکر و ثنا گفتن
- شمارهٔ ۱۱۷ - روزگار کرم گذشت نوبت احسان و روزگار کرم
- شمارهٔ ۱۱۸ - عقل بیدار بخدائی که مهر معرفتش
- شمارهٔ ۱۱۹ - قسم بخدائی که بر خداوندان
- شمارهٔ ۱۲۰ - پادشاه شریعت آیا پادشاه شریعت که هست
متن اشعار به نقل از گنجور.