پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۱۳ - مردم سپاهان در زمان پیش

سگ به از مردم سپاهانست

بوفاق و وفا و پویه و دم

آنچنان مدخلان دون همت

همه از عالم مروت گم

همه درنده پوستین چون سگ

همه مردم گزای چون کژدم

زن و فرزندشان و یکجو زر

دل و جانشان و یکدرم گندم

این چه بخلست و این چه امساکست

هم عقی الله سگی مردم قم

بچه بتوان شناخت خر زایشان

بدرازی گوش و گردی سم

بس دریغ آیدم چنین شهری

بگروهی همه چو در دی خم

مردمی اندرو مجوی ازانک

همه چیزی دراوست جز مردم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۵ - دل بردهبر نرگس تو رفتم بهزار لابه گفتم
  2. شمارهٔ ۱۱۶ - قطعهخداوندا بدین حالت من از شکر و ثنا گفتن
  3. شمارهٔ ۱۱۷ - روزگار کرمگذشت نوبت احسان و روزگار کرم
  4. شمارهٔ ۱۱۸ - عقل بیداربخدائی که مهر معرفتش
  5. شمارهٔ ۱۱۹ - قسمبخدائی که بر خداوندان
  6. شمارهٔ ۱۲۰ - پادشاه شریعتآیا پادشاه شریعت که هست
  7. شمارهٔ ۱۲۱ - مشورتیک نصیحت بشنو از من کاندران نبود غرض
  8. شمارهٔ ۱۲۲ - تعزلای حسن بسته برقمرت رنگ ارغوان
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.