پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۲۱ - مشورت

یک نصیحت بشنو از من کاندران نبود غرض

چون کنی رای مهمی تجربت از پیش کن

طاعت فرمان حق بر، شفقتی بر خلق کن

در همه حال این دو معنی را شعار خویش کن

ور تو را دایم تواضع بود با خرد و بزرگ

منصبت گر بیشتر گشتست اکنون بیش کن

آب در حلق ضیعفان از کرم چون نوش ریز

موی بر اندام خصم از بیم همچون نیش کن

گر تکبر میکنی با خواجگان سفله کن

ور تواضع میکنی با مردم درویش کن

چون کسی دردِ دلی گوید تو را از حال خویش

گوش بر درد دل آن عاجز دلریش کن

معرفت از لفظ دینداران کامل عقل جوی

مشورت با رای نزدیکان دوراندیش کن

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۳ - شکر تشریفدوستی دی بر من آمده بود
  2. شمارهٔ ۱۲۴ - پوستینپوستینی بخواستیم از تو
  3. شمارهٔ ۱۲۵ - کام دلچند گوئی که روز برنائی
  4. شمارهٔ ۱۲۶ - تحفهای شده فر شکوه مسندت
  5. شمارهٔ ۱۲۷ - آل پیغمبرکاشکی برخاستستی روز حشر
  6. شمارهٔ ۱۲۸ - خواهش کاردیک کارد بخواستم ز تو روزی
  7. شمارهٔ ۱۲۹ - خاطر وقادخاطری دارم چنان وقاد وتیز و تند رو
  8. شمارهٔ ۱۳۰ - غلهای آنکه بنزد عقل فاضلتر
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.