پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۳۰ - غله

ای آنکه بنزد عقل فاضلتر

از آب حیات خاک پای تو

تشویر همی خورد بهشت الحق

از مجلس بزم دلگشای تو

بگشاده ملک زبان بمدح تو

بر بسته فلک میان برای تو

افلاک چو ذره ز قدر تو

خورشید چو شعله ز رای تو

هم باشد دون قدرت ار باشد

بر اوج نهم سپهر جای تو

خادم ز صداعها که می آرد

همچون خجلی است از لقای تو

این غله محقری که فرمودند

بهر رهی سخن سرای تو

فضلی بکن و ازان خشگم ده

تا بفزایم ز جان ثنای تو

کامروز هم جهان همی کوبند

چه خشک و چه تر در آسیای تو

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۲ - دعا و ثناای بر میان چرخ کمر از وفای تو
  2. شمارهٔ ۱۳۳ - هجو گفتنمراخود نیست عادت هجو گفتن
  3. شمارهٔ ۱۳۴ - شیشه میبرف آمد و راه ما ببستست
  4. شمارهٔ ۱۳۵ - فراقعالم الاسرار آگاهست آن کز قدرتش
  5. شمارهٔ ۱۳۶ - موی سپیدهر چه موی سپید بینی تو
  6. شمارهٔ ۱۳۷ - هجای روااگر در شعر من زین پس یکی بیت هجا گفتم
  7. شمارهٔ ۱۳۸ - مدیحاگر مدیحت گویم نیابم از تو عطا
  8. شمارهٔ ۱۳۹ - شادی و غمهر شادی و غم که هست اندر دهر
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.