پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۲۲ - تعزل

ای حسن بسته برقمرت رنگ ارغوان

وایزد نهاده برشکرت شکل ناردان

برده بزیر عنبر تو یاسمین وثاق

کرده بگرد شکر تو طوطی آشیان

یکذره کردگار ترا چون نداد سنگ

پیکان غمزه را بچه برمیکنی فسان

گلها پدید گشت ز خاک و بهرگلی

در خاک میکنی بعوض عاشقی نهان

پرسی چگونه دل تو شادمانه هست؟

در عهد چو نتوئی دل و آنگاه شادمان؟

در باد بوی طره تو یافت چاکرت

بر باد از گزاف ندادست خان ومان

ترسم بتاکه فاش کند در اشک من

این راز عشق مانده بپنهان زهمگنان

نه نه که هر که جائی دری فشاند دهر

آنرا بجود صاحب عادل برد گمان

والانظام ملک و خداوند صدر دین

دستور ملک بخش و وزیر ملک نشان

آویزه ایست حلم وراکوه بیستون

فضل آیه ایست دست ورا بحربیکران

ای از سرشک حاسد جاه عریض تو

عالم فیروزه طیلسان

گردون نخست پایه و شعری دوم بود

آنرا که بر جناب تو آمد بنردبان

پیوسته نقشبند ز کلک تو مستفید

دایم صدف گشای زلعل تو ترجمان

قاصر زعزم نهضت تو جره سفید

عاجز زبیم صولت تو شرزه ژیان

ای اسم داده همنفس روح را سخن

وی نام کرده نایژه رزق را بنان

گرفی المثل چو تیغ زبان آهنین کنم

فرسوده گردم ارکنم اوصاف تو بیان

مستغنیست بنده باقبال تو ازانک

آبحیات شعر فرو شد برای نان

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۴ - پوستینپوستینی بخواستیم از تو
  2. شمارهٔ ۱۲۵ - کام دلچند گوئی که روز برنائی
  3. شمارهٔ ۱۲۶ - تحفهای شده فر شکوه مسندت
  4. شمارهٔ ۱۲۷ - آل پیغمبرکاشکی برخاستستی روز حشر
  5. شمارهٔ ۱۲۸ - خواهش کاردیک کارد بخواستم ز تو روزی
  6. شمارهٔ ۱۲۹ - خاطر وقادخاطری دارم چنان وقاد وتیز و تند رو
  7. شمارهٔ ۱۳۰ - غلهای آنکه بنزد عقل فاضلتر
  8. شمارهٔ ۱۳۱ - رسمخواجه محترم ربیب الدین
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.