پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۲۸ - خواهش کارد

یک کارد بخواستم ز تو روزی

گفتی بدهم تو آن بمن وا کن

بعد از سه چهار ماه دی گفتی

آن نیست برو سر سخن واکن

گر هجو کنی همی قلم گیرم

ورگوه همی خوری دهن واکن

این بد غرض تو تاکنم هجوت

سهلست تو جای نام زن واکن

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۰ - غلهای آنکه بنزد عقل فاضلتر
  2. شمارهٔ ۱۳۱ - رسمخواجه محترم ربیب الدین
  3. شمارهٔ ۱۳۲ - دعا و ثناای بر میان چرخ کمر از وفای تو
  4. شمارهٔ ۱۳۳ - هجو گفتنمراخود نیست عادت هجو گفتن
  5. شمارهٔ ۱۳۴ - شیشه میبرف آمد و راه ما ببستست
  6. شمارهٔ ۱۳۵ - فراقعالم الاسرار آگاهست آن کز قدرتش
  7. شمارهٔ ۱۳۶ - موی سپیدهر چه موی سپید بینی تو
  8. شمارهٔ ۱۳۷ - هجای روااگر در شعر من زین پس یکی بیت هجا گفتم
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.