پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۲ - یخ بندی طبع

مرا ایزد تعالی خاطری داد

که دایم با فلک بودی عتابم

بمعنی دادن بکر آنچنان بود

که با او کان معنی بدخطابم

بهر وقتی کزاو کردم سؤالی

نهاده بود صد معنی جوابم

کنون از بخل ممدوحان ممسک

غلط بینم همی با او حسابم

چنان پذرفت رنگ بخل کزوی

بصد اندیشه یک معنی نیابم

زدم سردی این مشتی بخیلان

چنین یخ بندشد طبع چوآبم

در ابر بخل و بی آبی نهان شد

دریغا خاطر چون آفتابم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۴ - سوزیانخشمت آمد که من ترا گفتم
  2. شمارهٔ ۱۰۵ - دوریبخدائی که عقل کلی را
  3. شمارهٔ ۱۰۶ - خلعت خاصای بزرگی که دست نعمت تو
  4. شمارهٔ ۱۰۷ - نان به زرگفتم چو بسته‌ام کمرِ بندگیِ تو
  5. شمارهٔ ۱۰۸ - یکباره بکشنه ترا رای که در من نگری
  6. شمارهٔ ۱۰۹ - در بستهگفتند دی مرا که بر خواجه میروی
  7. شمارهٔ ۱۱۰ - ترک هجااگر من فی المثل در هجو کوشم
  8. شمارهٔ ۱۱۱ - نفاق و بخلنفاق و بخل در اهل سپاهان
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.