پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۹ - در بسته

گفتند دی مرا که بر خواجه میروی

گفتم چو راه یابم آنجا بسر روم

لیکن چو در ببندد و ندهد جواب کس

من ساعتی بباشم و جای دگر روم

در بسته دارداوی و من از چند کوچکم

هم نیستم چنانکه ز سوراخ در روم

من همچو آفتاب ز پرده بنگذرم

نه چون قضای بد ز دربسته در روم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۱ - نفاق و بخلنفاق و بخل در اهل سپاهان
  2. شمارهٔ ۱۱۲ - پیریدر آینه تا نگاه کردم
  3. شمارهٔ ۱۱۳ - مردم سپاهان در زمان پیشسگ به از مردم سپاهانست
  4. شمارهٔ ۱۱۴ - حرمت پدر و مادربشنو از من نصیحتی که ترا
  5. شمارهٔ ۱۱۵ - دل بردهبر نرگس تو رفتم بهزار لابه گفتم
  6. شمارهٔ ۱۱۶ - قطعهخداوندا بدین حالت من از شکر و ثنا گفتن
  7. شمارهٔ ۱۱۷ - روزگار کرمگذشت نوبت احسان و روزگار کرم
  8. شمارهٔ ۱۱۸ - عقل بیداربخدائی که مهر معرفتش
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.