پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۵ - دوری

بخدائی که عقل کلی را

بر درش سر بر آستان دیدم

از پی وصف حضرت عزش

دهن نطق بی زبان دیدم

که من از دوری تو دور از تو

بی تکلف هلاک جان دیدم

در دل از اشتیاق خدمت تو

شعله ها تا بآسمان دیدم

غیبت تو نه آن اثرها کرد

که توان گفت مثل آن دیدم

دوستانرا که پیش طلعت تو

دسته دسته زمان زمان دیدم

هست ماهی خدای میداند

که اگر از یکی نشان دیدم

بود ذات تو همچو آینه

کاندران روی دوستان دیدم

بیتو تاریک شد جهان بر من

که برویت همه جهان دیدم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۷ - نان به زرگفتم چو بسته‌ام کمرِ بندگیِ تو
  2. شمارهٔ ۱۰۸ - یکباره بکشنه ترا رای که در من نگری
  3. شمارهٔ ۱۰۹ - در بستهگفتند دی مرا که بر خواجه میروی
  4. شمارهٔ ۱۱۰ - ترک هجااگر من فی المثل در هجو کوشم
  5. شمارهٔ ۱۱۱ - نفاق و بخلنفاق و بخل در اهل سپاهان
  6. شمارهٔ ۱۱۲ - پیریدر آینه تا نگاه کردم
  7. شمارهٔ ۱۱۳ - مردم سپاهان در زمان پیشسگ به از مردم سپاهانست
  8. شمارهٔ ۱۱۴ - حرمت پدر و مادربشنو از من نصیحتی که ترا
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.