پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۸۱ - خوان خواجه

خواهی که نزد خواجه قبولی بود ترا

منشین بخوان او برو از نان او مخور

ور چند گویدت تبکلف که نان بخور

فرمانبر آنچه گفت و بفرمان اومخور

زنهار خورولیک مخور نانش زینهار

وزنان طفل و بیوه بخور زان اومخور

خوانش چو خون حرام بود گرد آن مگرد

نانش چوجان عزیزست از جان او مخور

از گوشتش همی چش وازنان اومچش

از خون او همیخور و از خوان او مخور

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۸۳ - پاس رازبخدائی که علم واسع او
  2. شمارهٔ ۸۴ - شهر پر آشوباین چه شهریست سراسر آشوب
  3. شمارهٔ ۸۵ - مجیرالدین بیلقانی در مدح جمال الدین گفتهقسم بواهب عقلی که پیش رای قدیم
  4. شمارهٔ ۸۶ای آفتاب برج سیادت روا مدار
  5. شمارهٔ ۸۷ - بحث علمیاختلاف اهل علم از روی دانش رحمتست
  6. شمارهٔ ۸۸ - شهر اصفهاننیست شهری چو شهر اصفاهان
  7. شمارهٔ ۸۹ - شهر گنجهچو شهر گنجه اندر کل آفاق
  8. شمارهٔ ۹۰ - بنده نوازیحقتعالی اندرین دنیای دون
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.