پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۹۱ - مرگ

آه ازین دور چرخ و گوش افلاک

آه ازین اختران کجرو نا پاک

عبرت ازین روزگار و چرخ نگیری

تا بسواری چه چا بکند و چه چالاک

ابلق ایام بر تو پی سپرد گرم

چون سرت آویخته هزار بفتراک

صبح چو کوتاه عمر آمد ازینروی

هر نفس از دست چرخ جامه کند چاک

از پی کم عمریست اینکه بدینحال

لاله جگر سوختست و نرگس غمناک

کس نبرد جان بدر ز گردش ایام

کس نبرد سر برون ز چنبر افلاک

مرگ بفرسایدت اگر چه بزرگی

زانکه از و هم نرست سید لولاک

می نکند مرگ قصد جان تو! زنهار

دست اجل کی رسد بجان تو! حاشاک

این فلک بی هنر نگر که شب و روز

روی زمین میکند ز اهل هنر پاک

گر شکم آدمی ز خاک شود سیر

چون نشود سیر زادمی شکم خاک

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۳ - غفلتچند گویی که عیش نیست به کام
  2. شمارهٔ ۹۴ - فتلق سعددینآفتاب مطلع اقبال قتلق سعد دین
  3. شمارهٔ ۹۵ - تقاضای کاهای کریمی که هست گاه کرم
  4. شمارهٔ ۹۶ - دوری از خدمتبخدائی که فیض رحمت او
  5. شمارهٔ ۹۷ - انتظاردخل عمرم خرج شد در انتظار
  6. شمارهٔ ۹۸ - قهرمان شریعتبخدای ار چهار بالش شرع
  7. شمارهٔ ۹۹ - عدلخسروا عدل کن همیشه ازانک
  8. شمارهٔ ۱۰۰ - بزرگی در اصلهر که در اصلش بزرگی بوده است
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.