پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۹۹ - عدل

خسروا عدل کن همیشه ازانک

خوب نبود ز شهر یاران ظلم

ظلم شاهان هلاک دهر بود

نیست خرد از بزرگواران ظلم

ظلم بگذار ازانکه برباید

تاج از فرق تاجداران ظلم

هست نقصان عمر و آفت دین

ملخ کشت و منع باران ظلم

عدل تو هم اثر ندارد اگر

تو کنی عدل و پیشکاران ظلم

عدل فرمای و ظلم کن باری

که بود رای خاکساران ظلم

زانکه یک ظلم و صد هزاران عدل

به که یک عدل و صد هزاران ظلم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۱ - دو خواجه تاشمن بنده و اسب هر دو امروز
  2. شمارهٔ ۱۰۲ - یخ بندی طبعمرا ایزد تعالی خاطری داد
  3. شمارهٔ ۱۰۳ - خواجه غافلخواجه را دیدی تو تا بنشست بر دیوان ملک
  4. شمارهٔ ۱۰۴ - سوزیانخشمت آمد که من ترا گفتم
  5. شمارهٔ ۱۰۵ - دوریبخدائی که عقل کلی را
  6. شمارهٔ ۱۰۶ - خلعت خاصای بزرگی که دست نعمت تو
  7. شمارهٔ ۱۰۷ - نان به زرگفتم چو بسته‌ام کمرِ بندگیِ تو
  8. شمارهٔ ۱۰۸ - یکباره بکشنه ترا رای که در من نگری
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.