پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۷۳ - مقتدایان شهر

خواجگان را نگر برای خدا

کاندر این شهر مقتدایانند

همه عامی و آنکه از پی فضل

لاف پیما و ژاژ خایانند

هر یکی در ولایت و ده خویش

کفش دزد و کله ربایانند

خشک مغزان ولیک تردامن

تیره رویان و خیره رایانند

چه ستایش کنم گروهی را

که همه خویشتن ستایانند

خر سواران بکار اشتر دل

ریش کاوان ریش کایانند

بسکه شان چارپای کردستند

لاجرم جمله چارپایانند

همه چون اره تیز دندانند

همه چون تیشه سر گرایانند

آب رنگان آتشین طبعند

باد دستان خاک پایانند

لقمه نزد جملمه فاضلتر

زانکه در شرع رهنمایانند

همه از هیچ کمترند ارچه

از تکبر همه خدایانند

ای دریغا که ضایعند ازانک

نقشبندان و دلگشایانند

من از اینان چه طرف بربندم

که همه همچو من گدایانند

تیز در ریششان بخرواران

ورچه ام جمله آشنایانند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷۵ - باد صبادم عیسی است مگر باد صبا
  2. شمارهٔ ۷۶ - شمسه نرگسای مُلک به‌دیدار تو چون باغ به‌گل شاد
  3. شمارهٔ ۷۷ - خدایگان شریعتخدایگان شریعت علاء دین رسول
  4. شمارهٔ ۷۸ - ذم زاد بومچند گوئی مرا که مذمومست
  5. شمارهٔ ۷۹ - مغز معنیچون ز مدح تو بر اندیشیدم
  6. شمارهٔ ۸۰ - انقلاب اصفهاندیدی تو اصفهان را آن شهر خلد‌پیکر
  7. شمارهٔ ۸۱ - خوان خواجهخواهی که نزد خواجه قبولی بود ترا
  8. شمارهٔ ۸۲ - نان تهی و نام نکوگفتم بجوانی که بعالم در
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.