پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی

فروغی بسطامی

غزلیات

۵۱۶ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱ زلف و خط دلکشش دام بنی آدمند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲ بتان به مملکت حسن پادشاهانند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳ جمعی که مرهم جگر خستهٔ منند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴ ای خنده تو راهزن کاروان قند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵ هر جا حدیث حسن تو تقریر می‌کنند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶ هر که را که بخت، دیده می‌دهد، در رخ تو بیننده می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷ آتش‌زدگان ستم آب از تو نخواهند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸ گر ز غلامیش نشانت دهند
  9. غزل شمارهٔ ۲۴۹ عاشقی کز خون دل جام شرابش می‌دهند
  10. غزل شمارهٔ ۲۵۰ هر که را کار بدان چشم دل آزار بود
  11. غزل شمارهٔ ۲۵۱ دل دیوانهٔ من قابل زنجیر نبود
  12. غزل شمارهٔ ۲۵۲ شب که در حلقهٔ ما زلف دل‌آرام نبود
  13. غزل شمارهٔ ۲۵۳ مانع رفتن به جز مهر و وفای من نبود
  14. غزل شمارهٔ ۲۵۴ قدح باده اگر چشم بت ساده نبود
  15. غزل شمارهٔ ۲۵۵ لب پیمانه اگر بر لب جانانه نبود
  16. غزل شمارهٔ ۲۵۶ آشوب شهر طلعت زیبای او بود
  17. غزل شمارهٔ ۲۵۷ همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود
  18. غزل شمارهٔ ۲۵۸ به کویش دوش یا رب یا ربی بود
  19. غزل شمارهٔ ۲۵۹ تا به رخ چین سر زلف تو لرزان نشود
  20. غزل شمارهٔ ۲۶۰ گر آن صنم ز پرده پدیدار می‌شود
  21. غزل شمارهٔ ۲۶۱ پیش من کام رقیب از لعل خندان می‌دهد
  22. غزل شمارهٔ ۲۶۲ جان سپاری به ره غمزهٔ جانان باید
  23. غزل شمارهٔ ۲۶۳ هر جا که به طنازی، آن سرو روان آید
  24. غزل شمارهٔ ۲۶۴ همه جا تیر تو بر سینهٔ ما می‌آید
  25. غزل شمارهٔ ۲۶۵ دل به حسرت ز سر کوی کسی می‌آید
  26. غزل شمارهٔ ۲۶۶ گر به کاری نزنم دست به جز عشق تو شاید
  27. غزل شمارهٔ ۲۶۷ به امیدی که وفا خواهم دید
  28. غزل شمارهٔ ۲۶۸ هر کس که دید روی تو آهی ز جان کشید
  29. غزل شمارهٔ ۲۶۹ گر در آید شب عید از درم آن صبح امید
  30. غزل شمارهٔ ۲۷۰ بگشا به تبسم لب شیرین شکربار
  31. غزل شمارهٔ ۲۷۱ ای ز رخت صبح و شام کاسته شمس و قمر
  32. غزل شمارهٔ ۲۷۲ منت خدای را که خداوند بی‌نیاز
  33. غزل شمارهٔ ۲۷۳ بستهٔ زلف تو شوریده‌سرانند هنوز
  34. غزل شمارهٔ ۲۷۴ در سر کوی وفا با کوه کن هم گام باش
  35. غزل شمارهٔ ۲۷۵ در میکده خدمت کن بی معرکه سلطان باش
  36. غزل شمارهٔ ۲۷۶ دلا موافق آن زلف عنبرافشان باش
  37. غزل شمارهٔ ۲۷۷ آزادی اگر خواهی از عقل گریزان باش
  38. غزل شمارهٔ ۲۷۸ دلا مقید آن گیسوان پرچین باش
  39. غزل شمارهٔ ۲۷۹ ای خواجه برو بندهٔ آن زهره جبین باش
  40. غزل شمارهٔ ۲۸۰ من نمی‌گویم که عاقل باش یا دیوانه باش
  41. غزل شمارهٔ ۲۸۱ چون صبا شانه زند طرهٔ عنبربارش
  42. غزل شمارهٔ ۲۸۲ تو و چشم سیه مستی که نتوان دید هشیارش
  43. غزل شمارهٔ ۲۸۳ چو باد بر شکند چین زلف غالیه بارش
  44. غزل شمارهٔ ۲۸۴ لب تشنه‌ای که شد لب جانان میسرش
  45. غزل شمارهٔ ۲۸۵ تویی آن آیت رحمت که نتوان کرد تفسیرش
  46. غزل شمارهٔ ۲۸۶ دل به دنبال وفا رفت و من از دنبالش
  47. غزل شمارهٔ ۲۸۷ گر هلاک من است عنوانش
  48. غزل شمارهٔ ۲۸۸ نه دست آن که بر آرم دل از چه ذقنش
  49. غزل شمارهٔ ۲۸۹ دامن کشان شبی گذر افتاد بر منش
  50. غزل شمارهٔ ۲۹۰ خوشا دلی که تو باشی نگار پرده‌نشینش
  51. غزل شمارهٔ ۲۹۱ چه غنچه‌ها که نپرورد باغ نسرینش
  52. غزل شمارهٔ ۲۹۲ تا دهان او لبالب شد ز نوش
  53. غزل شمارهٔ ۲۹۳ شاهد به کام و شیشه به دست و سبو به دوش
  54. غزل شمارهٔ ۲۹۴ ای جز می مشک بر سر دوش
  55. غزل شمارهٔ ۲۹۵ خوش آن که باده بنوشد به روی چون ماهش
  56. غزل شمارهٔ ۲۹۶ نگاه داشت غزالی دل مرا به نگاهش
  57. غزل شمارهٔ ۲۹۷ دل سپردم به نگه کردن چشم سیهش
  58. غزل شمارهٔ ۲۹۸ چشم عقلم خیره شد از عکس روی تابناکش
  59. غزل شمارهٔ ۲۹۹ در پا مریز حلقهٔ زلف بلند خویش
  60. غزل شمارهٔ ۳۰۰ در راه عشق من نگذشتم ز کام خویش

متن اشعار به نقل از گنجور.