پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۷

آتش‌زدگان ستم آب از تو نخواهند

دل سوختگان غیر عذاب از تو نخواهند

فردای قیامت که حساب همه خواهند

خونین کفنان هیچ حساب از تو نخواهند

گر بی‌گنهان را کشی امروز به محشر

تقصیر تو بخشند و عقاب از تو نخواهند

گر خون محبان خوری از تاب محبت

پاداش عمل در همه باب از تو نخواهند

قومی که جگر سوخته آتش عشقند

شاید که به جز بادهٔ ناب از تو نخواهند

جمعی که به بیداریشان کام ندادی

جور است که یک بوسه به خواب از تو نخواهند

تا چند ز خون مژه در کوی تو احباب

صد نامه نویسند و جواب از تو نخواهند

مردم ز سیه چشم تو در میکدهٔ عشق

مستند به حدی که شراب از تو نخواهند

هر جا که برآید ز غمت نالهٔ عشاق

ارباب طرب چنگ و رباب از تو نخواهند

الحق که غزالان سیه چشم فروغی

حیف است غزلهای خوش آب از تو نخواهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۹عاشقی کز خون دل جام شرابش می‌دهند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۰هر که را کار بدان چشم دل آزار بود
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۱دل دیوانهٔ من قابل زنجیر نبود
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۲شب که در حلقهٔ ما زلف دل‌آرام نبود
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۳مانع رفتن به جز مهر و وفای من نبود
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۴قدح باده اگر چشم بت ساده نبود
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۵لب پیمانه اگر بر لب جانانه نبود
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۶آشوب شهر طلعت زیبای او بود
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.