پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۵

لب پیمانه اگر بر لب جانانه نبود

بوسه‌گاه لب رندان لب پیمانه نبود

گوشه چشمش اگر نشئه ندادی می را

یک جهان مست به هر گوشهٔ می‌خانه نبود

مایهٔ مستی ما باده نبودی هرگز

ساقی بزم گر آن نرگس مستانه نبود

بعد چندی که شدم داخل کاشانهٔ دوست

آن هم از دشمنی چرخ به کاشانه نبود

آشنای حرمی بوده‌ام از جذبهٔ عشق

که در آنجا گذر محرم و بیگانه نبود

از پی مقصد دل در همه عالم گشتیم

گنج مقصود در این عالم ویرانه نبود

من به هر کشوری از عشق نبودم رسوا

گر به هر مجلسی از حسن تو افسانه نبود

پرتو روی تو آتش به دلم زد وقتی

که به پیرامن شمع این همه پروانه نبود

تا سر زلف تو شد سلسله‌جنبان جنون

کس ندیدم به همه شهر که دیوانه نبود

با وجود غزل شاه فروغی چه کند

زان که در طبع گدا گوهر یک دانه نبود

تاج بخشنده خورشید ملک ناصردین

که رهین فلک از همت مردانه نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۷همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۸به کویش دوش یا رب یا ربی بود
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۹تا به رخ چین سر زلف تو لرزان نشود
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۰گر آن صنم ز پرده پدیدار می‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۱پیش من کام رقیب از لعل خندان می‌دهد
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۲جان سپاری به ره غمزهٔ جانان باید
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۳هر جا که به طنازی، آن سرو روان آید
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۴همه جا تیر تو بر سینهٔ ما می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.