فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۵۴۱ جام گیتی نما به ما بخشید
- غزل شمارهٔ ۵۴۲ دامن از تردامنان جان پدر باید کشید
- غزل شمارهٔ ۵۴۳ از احد احمد آشکارا شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۴ آفتابی به ماه پیدا شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۵ واحدی در کثیر پیدا شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۶ نیمشب ماه ما هویدا شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۷ سلطان سراپردهٔ میخانه کجا شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۸ هر که او آشنای سلطان شد
- غزل شمارهٔ ۵۴۹ سنبل زلف او پریشان شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۰ بلبل جان چو ساکن تن شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۱ به عشق چهرهٔ لیلی دل بیچاره مجنون شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۲ به سراپردهٔ میخانه روان خواهم شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۳ عاقبت سید ما سوی مغان خواهد شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۴ مه ز برج شرف چو طالع شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۵ عشق او با جان ما پیوسته شد
- غزل شمارهٔ ۵۵۶ بحر عشقش را کران پیدا نشد
- غزل شمارهٔ ۵۵۷ به جز میخانه جای ما نباشد
- غزل شمارهٔ ۵۵۸ وجود صورت و معنی ز جود ما باشد
- غزل شمارهٔ ۵۵۹ گر نه او یار غار ما باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۰ همه عالم فدای ما باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۱ به کام ما بود عالم اگر او یار ما باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۲ به یمن دولت وصلش جهان در حکم ما باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۳ هر که را شیخ آن چنان باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۴ گفتم به خواب بینم گفتا خیال باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۵ همه عالم خیال او باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۶ تو را اهل نظر خوانم گرت منظور او باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۷ هر که او را خبر از اهل دلانش باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۸ ناز با یار غار خوش باشد
- غزل شمارهٔ ۵۶۹ عاشق و یار خویش خوش باشد
- غزل شمارهٔ ۵۷۰ مدام همدم جام شراب خوش باشد
- غزل شمارهٔ ۵۷۱ ما عاشق و مستیم کرامات چه باشد
- غزل شمارهٔ ۵۷۲ کرمش گنج بی کران باشد
- غزل شمارهٔ ۵۷۳ رند مست از بلا نه اندیشد
- غزل شمارهٔ ۵۷۴ هر که او را به نور او بیند
- غزل شمارهٔ ۵۷۵ نقش خیال عالم عارف به خواب بیند
- غزل شمارهٔ ۵۷۶ دلبر سرمست ما عزمی به دریا میکند
- غزل شمارهٔ ۵۷۷ ما مریدیم و پیر ما مرشد
- غزل شمارهٔ ۵۷۸ هر که در کوی تو جانا نفسی بنشیند
- غزل شمارهٔ ۵۷۹ خوشست این دیدهٔ روشن که غیر او نمی بیند
- غزل شمارهٔ ۵۸۰ چشم ما عین ما به ما بیند
- غزل شمارهٔ ۵۸۱ چه خوش چشمی که نور او به نور روی او بیند
- غزل شمارهٔ ۵۸۲ دیدهٔ ما چو روی او بیند
- غزل شمارهٔ ۵۸۳ این دل دریادل ما عزم دریا میکند
- غزل شمارهٔ ۵۸۴ دل باز عزم کعبهٔ مقصود می کند
- غزل شمارهٔ ۵۸۵ در خرابات مغان خمخانه جوشی می کند
- غزل شمارهٔ ۵۸۶ ترک عشقش ملک جان بگرفت و غارت می کند
- غزل شمارهٔ ۵۸۷ آب چشمم دم به دم از دل روایت میکند
- غزل شمارهٔ ۵۸۸ عاشق جانانم و جانم خروشی می کند
- غزل شمارهٔ ۵۸۹ کشتهٔ عشق او شفا چه کند
- غزل شمارهٔ ۵۹۰ خستهٔ عشق تو بیچاره شفا را چه کند
- غزل شمارهٔ ۵۹۱ دل عاشق نظر به جان نکند
- غزل شمارهٔ ۵۹۲ یاری که می ننوشد از ذوق ما چه داند
- غزل شمارهٔ ۵۹۳ غیر او کی به یاد ما ماند
- غزل شمارهٔ ۵۹۴ عهد با زلف تو بستیم خدا می داند
- غزل شمارهٔ ۵۹۵ دل چو دم از عشق دلبر میزند
- غزل شمارهٔ ۵۹۶ مرغ زیرک بین که یاهو می زند
- غزل شمارهٔ ۵۹۷ عاشقی کز عشق او دم می زند
- غزل شمارهٔ ۵۹۸ ذوق ما در جهان نمیگنجد
- غزل شمارهٔ ۵۹۹ بود و نابود در نمی گنجد
- غزل شمارهٔ ۶۰۰ مرا حالی است با جانان که جانم درنمیگنجد
متن اشعار به نقل از گنجور.